هیچ چیز را به خاطر نمی اورم
نمیتوانم بگویم حقیقت است یا رویا از ژرفنای وجودم میخواهم فریاد بزنم این سکوت مرگبار بازم میدارد به امید مرگ ... نفسم را در سینه حبس میکنم پروردگارا خواهش میکنم بیدارم کن ! ! ! !
+
|

چه کسی تورا خدا کرد که بگویی :
" زندگیت را از تو میگیرم " مرگ در هواست طناب پیچ به صندلی الکتریکی نه... این نمی تواند سرنوشت من باشد چشم به راه نشانه برای زدن کلید مرگ این آغاز پایان است ! ! !
+
|

اینجا عشق نیست و دلم برای کسی تنگ نمیشود
و من ....
از این بابت خوشحالم
که....
قلبم خالی از عشق است...
همین !!!
+
|
